لسان الملك سپهر

71

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

ظهور سطيح و شق پنج‌هزار و هفتصد و چهل و دو سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » بالجمله ربيع بن ربيعة بن مسعود « 2 » جسدى بود بر پشت افتاده و از براى او سر و گردن نبود و جوارح نداشت بلكه صورت او در سينهء او واقع بود و قدرت بر جلوس نداشت مگر گاهى كه غضب شديد بر وى مستولى مىشد و ابدا ايستادن نتوانست ، و از اين روى كه هميشه مانند سطحى از گوشت بر قفا افتاده بود سطيح لقب يافت ، و پيوسته در ارض جابيه سكون داشت . و چون ملوك خواستندى از وى خبر گرفتندى او را در جامه‌اى پيچيده به مجلس حاضر مىساختند ؛ و چون مشگش جنبش مىدادند تا تنبيه يافته به جواب و سؤال اقدام مىفرمود و از اخبار آينده آگهى مىداد ، و او پسر خالهء شق است ، و هو شق بن صعب بن نشكر بن رهم بن افرك بن قسر بن عبقر بن انمار بن اراش بن لحيان بن عمرو بن الغوث بن نابت بن مالك بن زيد بن كهلان بن سبا « 3 » ، و شق از اين روى اين نام يافت كه يك نيمه آدمى بود . چه او را يك پا و يك دست و يك چشم نبود و اين هر دو در يك ساعت متولد شدند و هم در آن ساعت طريفة الخير ايشان را بخواست و آب دهان خود را در دهن ايشان افكند و گفت : اين دو پسر در فن كهانت قائم مقام و نايب مناب منند . اين

--> ( 1 ) . برابر ص 90 جلد دوم از كتاب اوّل چاپ سنگى ناسخ التواريخ . ( 2 ) . به روايت طبرى نام او : ربيع بن ربيعة بن مسعود بن مازن بن ذئب بن عدى بن مازن بن عسان بود و وى را ذئبى نيز گفتند كه نسب از ذئب بن عدى داشت ( تاريخ طبرى ، 2 / 659 ) . ( 3 ) . به روايت طبرى : وى شق پسر صعب بن يشكر بن رهم بن افرك بن نذير بن قيس بن عبقر بن انمار بود ( تاريخ طبرى ، 2 / 659 ) .